تبليغاتX
*.*.*

 

سلاااااااااام . میدونم بابا میدونم . خیلی وقت بود اپ نکرده بودم.

اما امتحان داشتم. الان هم تابستون شده و دوباره در خدمتتون هستم

میخوام با حرفام مخ همتونو در جا بخووورم  اجازه میدین ؟؟؟

فعلا یه بستنی مهمونتون میکنم

تو ادامه ی مطلب یه متن خیلی جالب نوشتم. برین بخونین

فعلا یه بااای تا یه هااای 

    

ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 13:41 توسط :.نگار.: |

 

سلام. خوفین لپ کشونیاااااا . امروووز از ۳۴ نفر فقط ۲۰ نفر زحمت کشیدن اومدن سر کلاس  فکر کنین  کلاس ها هم حالت رسمی نداشتن . ما هم مشغول تعریف کردن خاطرات بووودیم  خلاصه خوش گذشت. سر کلاس زبان هم خاطرات این ۱۳ روووز رو به زبان انگلیسی تعریف کردیم امرووووز اصلا خسته کننده نبوووود

راستی.... گلزار ممنوع تصویر شده . آیا این حرف راسته ؟؟؟ فعلا بای تا یه های

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 16:13 توسط :.نگار.: |

سلام خوبین . امروز رفتم توی یه بلاگه . دیدم یه چی واسه نظر دادن نوشته داشتم شاخ در می اووردم . بابا اینا از شمر بد ترن که

اگر اومدی و  نظر ندادی و من ندیدم...الهی تو بمیری من نمیرم...سر قبرت بیام اکس پارتی بگیرم...الهی سرخک و اوریون بگیری...تب مالت و بلای جون بگیری...الهی از سرت تا پات فلج شه...کمرت بشکنه,دستت خوردشه...الهی حسبه و MS بگیری همراه با سرماخوردگی ودندون درد با آنفولانزابگیری...سره راه بیمارستان بمیری...الهی خیر نبینی...الهی کور بشی چشمت نبینه...بمیری,گم بشی,حقت همینه...الهی آسم تیپ A بگیری...هنوز که زنده ای,پس کی میمیری؟...الهی زن ایدزی بگیری...  بفهمی که داری از ایدز میمیری...بیا تو یه نظر بده همین جا...که تا عمر داری زنده باشی

خب دیگه بلم مرد هزار چهره ببینم فردا خوش بگذره . (سیزده بدر ) سبزه ها رو خوشگل گره بزننین ( با کلاس )

بای تا یه های

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 0:2 توسط :.نگار.: |

 

سلام . چه نظر بدین چه نظر ندین من مینویسم

راستش هیچی واسه گفتن ندارم الکی آپ کردم

الکی الکی هم که نه ! خواستم بگم شما اگر نظر هم ندین من آپ میکنم ولی آپ های چرت و پرت مث این  اما اگه شما نظر بدین خوگشل آپ میکنم

بای بای  

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 23:38 توسط :.نگار.: |

 
سلام ؟ چطولین دوست جونا ؟ خوفین ؟ خوشین ؟سلامتین؟
از دستتون ناراحتم Sad چرا نظر نمیدین ؟
قبلنا با معرفت تر بووودین Ziped
اگه این دفعه هم نظر ندین دیگه در اینجا رو تخته میکنم Neutral
(چقدر عصبی شدمSorry)
خب حالا شد همون نگار مهربون همیشگی ( چه خود شیفته )
 
مامانم از اول عید من رو مامور آب دادن به سبزه ها کرده بود . منم یادم رفت بهشون آب بدم سبزه هه از بین رفت Sorry (روحش شاد ) اگه دلتون خواست یه فاتحه بفرستین Wink
یه چیز جالب میگم که عمرا تا حالا میدونستین : صدای اردک اکو ندارد
حالا یکی دیگه : چشم شتر مرغ از مغزش بزرگتره
دیدین نمیدونستین
خب من بلم دیگه
بای تا یه های
 

+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:8 توسط :.نگار.: |

  

شلام  خوفی ؟؟؟؟ خوشییی؟ سلامتی؟؟؟ دم همه ی بچه هایی که نظر دادن گرم  بچه ها تا حالا ۶۰ هزار تومان جمع کردم (عیدی-ته کیسه) . پولدار شدیما . وای از دست این مدرسه ی مذخرف ما  دیگه میخوام ترک تحصیل کنم  بشینم تو خونه ور دل مامی  چطوره ؟؟؟؟؟؟ اخه این مدرسه یه روز خوش واسه ما نذاشته . اه ه ه . همش درس درس درس  (در عرض  ۱ دقیقه چقدر غر زدم ) !!!!  راستی امروز یکی از ماهی هامون مرد (این شکلی بودا) روحش شاد (به احترامش ۳۰ ثانیه سکوت)!!!

زیاد حرف زدما

خیلی حرف واسه گفتن داشتم اما میخوام برم شاهکار مهران مدیری (مرد هزار چهره ) را ببینم .  ببخشید دیگه خب من برم . بای تا یه های

+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 21:37 توسط :.نگار.: |

  

سلاااام دوست های گلم عید همتون مبارک  صد سال به این سالا   ببخشید چند وقت آپ کردم درگیر کارهای عید بودم  راستی گلزارو دیدین (شبکه ۵)  خب اینم کادو ی تولدش :  با یه سبد گل :  ممکنه تو عید زیاد آپ نکنم آخه سرم خیلی شلوغه تازه یه  تکلیف هایی داده این مدرسه ی ما که بیا و ببین . این شعر پایین هم تقدیم به شما :نو بهار است در آن کوش که خوش دل باشی

که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

خب حالا میخوام عیدی هاتونو بدم (البته هدیه ی اینترنتی):

               

هر کدومو خواستی بردار . از توی کادوی آخری من میپرم بیرونا

 اگه مسافرت رفتین ایشالا بهتون خوش بگذره  خب حالا بای تا یه های



حاشیه : اگر این متنو توی بلاگ negar-m0on خوندین بدونین من از اون بلاگ کپی نکردم بلکه بلاگ negar-m0on مال من است

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 14:34 توسط :.نگار.: |

  سلااام ؟ خوش میگذره ؟؟ امروز بعد از صرف صبحانه  مامانم منو مامور خرید وسایل هفت سین کرد  رفتم سنجد و سیر و سماق خریدم بعد رفتم تا ماهی بخرم  ماهی ها رو به دقت نگاه کردم .هر چی میخواستم شجاع باشم و کیسه ی چندش آور ماهی را به دست بگیرم و به خانه بیاورم نمیشد .میترسیدم  از در که وارد شدم دلیل نخریدن ماهی را برای مامانم توضیح دادم و گفتم که این کار کار من نیست بعدش هم ۶ تا تخم مرغ گذاشتم  بپزه تا رنگشون کنم   امشب هم واسه چهار شنبه سوری میریم خوونه مامان بزرگم . فقط تو رو خدا آتیش بازی نکنین بلایی به سرتون بیاد  مراقب خودتون باشید

بای تا یه های

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 14:24 توسط :.نگار.: |

شلاااام نانازیا خوفین؟؟؟؟ تعطیل شدیم امرووووز وای که من چگده خوشحالم ...خب حالا میام رخت خوابمو تو اینترنت پهن میکنم  یه معما ؟؟ اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي
خب من بلم دیگه بابای
بای تا یه های
 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 18:41 توسط :.نگار.: |

شلام لپ کشونیای گل خووووفین ؟؟؟؟؟

 من امروز امتحانم رو با نیم نمره غلط پشت سر گذاشتم البته بازم خدا رو شکر   زنگ اول زبان داشتیم ۲ دقیقه درس میخوندیم معلمه ۵ دقیقه استراحت میداد علومم قسمت قلب رو درس دادزنگ بعد جغرافی داشتیم خیلی خشک بود مخصوصا از ۲ تا از بچه ها که نامه نگاری میکردن نامه هاشونو گرفت طفلکی ها ! زنگ آخر هم تاریخ داشتیم هیچ کار بخوصوصی هم انجام ندادیم ول بودیم واسه فردا باید دینی بخونم . یه راه واسه سر کار گذاشتن اسگل ها :در دو طرف یک کاغذ بنویسید :بچرخوانید

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 17:30 توسط :.نگار.: |

 سلام دوست جوووونای خودم ؟ خووفین ؟ خوش میگذره میخوام جیغ بکشم امروووز تعطیل شد دم همه ی ایرونیهایی که رفتن رای بدن تا واسه شمارش رای ها تعطیل بشه گرم تا باشه از این رای دادن ها باشه  خب حالا تعطیلیم اما .................  فردا امتحان اجتماعی میان ترم دوم دارم  باید خر بزنم تا (over-doz) بشم  دعا کنین از فردا تا روز عید یه سره تعطیل باشه  امروز رفتیم خرید تا من شال بخرم , اما چیز خوبی پیدا نکردم .....اما بلاخره پیدا میکنم

یه مطلب واسه دخمل خانم های گل :

  همه چيزاي خوب خانومند مثل:

      مهتاب خانم،  خورشيد خانم        

                                 فرشته خانم  

                                                  پروانه خانم 

                                                                            خانم گل

 

خب حالا با اجارتون برم واسه صرف نهار  

بای تا های

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 13:9 توسط :.نگار.: |

سلام دوست جونای خودم خوبین ؟ سلامتین ؟ امروز تو مدرسه عین این بچه کلاس اولیها پیک هامونو دادن  بچه ها خواهش میکنم (دعا)کنین که از شنبه مدارس تعطیل شه اصلا حوصله مدرسه رو ندارم

راستی یه سوال :

سوال : ميدونی چرا خرا هميشه سرشون پاينه ؟

نمیخواد زیاد فکر کنی خودم جوابو میدم

جواب: چون ترک ها براشون آبرو نذاشتن !

این معمای جالبی بود گفتم بزارم اما لطفا ترک ها ناراحن نشن

 bye ta next hi

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 17:17 توسط :.نگار.: |

  سلاااااام دوستای گل . آپیدم آپیدم میبخشین  خیلی وقت بود آپ نکرده بودم دلم واسه ی یه آپ کوچولو تنگیده بود حالا اومدم اما نمیدونم چی بنویسم دستم خالیه همه ی مطالبمو توی اون دو تا بلاگم نوشتمحالا چی بنویسم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه جمله ی قشنگ چطوله  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

:

بچه ها

بچه ها فرشته هایی هستند که هر چه دست و پاشون بزرگتر میشه بالاشون کوچکتر میشه

خیلی از این جمله خوشم اومده بوود گفتم بنویسم

bye ta next hi

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 21:27 توسط :.نگار.: |

دوستان عزیز من مریض شدم واسه همین چند روز آپ نکردم منو ببخشین الان هم اسپری آنتی ویروس ها رو آوردم دارم تو قالبم میپاشم تا شما از من نگیرین "کامنت  یادتون نره ها "

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 16:46 توسط :.نگار.: |

8/12/86

سلام بچه ها لان نمیدانم چه طور باید تایپ کنم قصه اش مفصل است که اگر بهش رسیدیم بهتون میگم زنگ اول و دوم و سوممون پر شد چون رفتیم سیرک (پردیسان.ایران-ایتالیا) بعد من رفتم تا آدامس love is بخرم . وقتی داشتم میومدم از صف بیرون یکی از love is ها از دستم افتاد. من که به دنبال جمع آوری آن ها دلا شدم یکی از بچه ها که بر روی نرده ی کنار بوفه بود ایستاده بود پایش به مقنعه ها خورد چیزی نگفتم و تا رفتم love is ها رو بیارم دختره برای عذر خواهی از نرده پایین پرید و روی انگشت خم شده ام افتاد آن لحظه نمیتوانستم چیزی بگویم تا دیدم آن دختر نارنین دوست یکی از دوستانم است با این که به صورت وحشتناکی درد میکشیدم اما به رویش نیاوردم و رفتم درد دارد منو میکشد حتی همین حالا اما dont wory فعلا بریم به کارو زندگیمون برسیم بای

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 22:0 توسط :.نگار.: |

۷/۱۲/۱۳۸۶

دوستان سلام  Angelic

امروز روز خیلی خیلی خیلی خوبی بود البته مچ درد و ران درد را به همراه داشت که حالا توضیح میدم زنگ اول رفتیم دیدیم آزمون داریم و نشستیم سر جلسه امتحان سحر (رفیق فابم) طوری نشسته بود که میتونستم همه سوالارو چک کنم . اما این معلمه سحرو بلند کرد  Lips Are Sealed دیگه همه ی در های امید کمک های غیبی بسته شد خلاصه بعد از سحر امیدمان به نگین و بقیه بود نگین : دوست فاب دوم .یه جووری آزمون هم سپری شد زنگ خورد من باید برای نگین پله (کار عملی حرفه)را درست میکردم به همین دلیل پامو از کلاس بیرون نزاشتمو مشغول درست کردن پله شدم البته از پله ی خودمم خوشگل تر شد .  زنگ حرفه هم آمد و رفت (جزئی تر از این توضیح نمیدم) و نوبت به ریاضی شد از آن جایی که از ریاضی متنفرم  Sick راجع بهش توضیح نمیدم حالا داستان ما شروع میشه :زنگ ورزش :یکی بود یکی نبود زنگ خورد من هم ذرت بدست داشتم بچه هایی را که میخواهند به عنوان اردو به اهواز بروند بدرقه میکردم معلم اومد سر کلاس ما دعا دعا میکردیم که تو کلاس بمونیم اما آخر سر به زمین ورزش بیرونه مدرسه رفتیم.ناگهان فکری به سرم زد رفتم ۳ نا نوشمک واسه خودمو نگینو سحر خریدم و حتی در مراحل نرمش هم ما نوشمک خوردیم بعد از نرمش دو گروه بسکتبالی به زمین آمدند من سر گروه تیم اول و سحر هم سرگروه تیم دومه نگین تو گروهه خودمه.من نگینو گارد گذاشتم و واقعا هم خوب کار کرد. بازی شروع شد اول من یه گل زدم بعد یکی از دوستام و سپس من این دویدن ها ۲ نتیجه داشت : بازی را برنده شدیمران و پایم به شدت درد گرفت مدرسه تمام شد حالا که خوندین نظر بدین  

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 16:35 توسط :.نگار.: |

شلام نانازی ها چطول متولین این وبلاگ وقت جهت خوش کردن دل خودمه خواستین بخونین اما نظر فراموش نشه میسی بای بای

Home
Email
Night Skin